تبليغاتX
I hAte mY fUCkinG l0vE..........

تو تاکسی صندلی عقب نشسته بودم، یه خانومه با پسر 5-4 ساله ش جلو نشسته بود. یهو پسره رو کرد به مامانش گفت :
مــامــان یادته اونروز خونه ی دایی اینا گوزیــدی؟!
مامانه بیچاره، گفت : مرســـی آقا! ما همین جا پیاده میشیم!
راننده بدبخت هنوز کامل وانستاده بود،
زنه درِ ماشینو با عجله باز کرد،
یه موتوری هم اومد زد درِ ماشینو سرویس کرد! رانندهه پیاده شد دودستی زد تو سرش گفت: خانـــــــــــــوم! گوزیدی که گوزیدی!
منم میگــوزم!
این آقام میگــوزه !
زدی ریـــــــــدی تو درماشين! .. :|


به نقل از دوستان

+ خطخطی شده در 91/02/21ساعت 15:6 بادستای معین |

آدما مثل عكسا هستن؛
زيادي كه بزرگشون كني،
كيفيتشون مياد پايين...!

+ خطخطی شده در 91/02/19ساعت 10:7 بادستای معین |

هميشه سكوتم به معــــناي پيـــروزي تو نيست ...

گاهي سكــــوت میکنم كه بفهمي چه بي صـــــدا باختـــي ...

+ خطخطی شده در 91/02/19ساعت 10:6 بادستای معین |

تن های هرزه را سنگسار می کنند ....
غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی است
و کسی نمی داند که مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه.

(( فروغ فرخزاد ))

+ خطخطی شده در 91/02/15ساعت 21:37 بادستای معین |

در كشور من مردم با نفرت بيشتري به صحنه ي بوسيدن دوعاشق نگاه ميكنند تا صحنه ي اعدام!...
زيستن با اين مردم دردناك است!
"دكترشريعتي"

+ خطخطی شده در 91/02/13ساعت 16:12 بادستای معین |

اگه میبنید خوشم ، واسه اینه که دشمنام خوشحال نشن
وگرنه منم حال خوشی ندارم........

+ خطخطی شده در 91/02/13ساعت 8:33 بادستای معین |

خیلی سخته که عشقت رو با کــَس دیگه ای ببینی
بعد بهش اس ام اس بدی کجایی ؟!
بـگــه تـــو قـلبـتـــم      ):

+ خطخطی شده در 91/02/13ساعت 8:31 بادستای معین |

شلاق خورد
چون لبی را بوسیده بود, قبل از آنکه یک جمله عربی را بخواند!!!!
ایران یک کشور کاملاً اسلامیست....

+ خطخطی شده در 91/02/10ساعت 15:18 بادستای معین |

هرگاه از شدت تنهایی ،به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند ،

خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته

در می آورم ، می بوسمش ،
...
اندکی نمک به رویش میپاشم

دوباره بر سرجایش می گذارم ،

از قول من به آن لعنتی بگویید ،

" خیالش تخت " ...

من دیوانه هنوز ، به خنجرش هم وفادارم

+ خطخطی شده در 91/02/09ساعت 18:50 بادستای معین |

واسه دوس دختر که چه عرض کنم ، این روزا واسه نگه داشتن یه دوستِ خوب هم باید پول خرج کرد !

+ خطخطی شده در 91/02/02ساعت 18:51 بادستای معین |

پست ترین آدما کسایی هستن که به دست گذاشتن رو نقطه ضعف دیگران بگن شوخی...

+ خطخطی شده در 91/02/02ساعت 10:49 بادستای معین |

وﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﻥ ﯾﺎ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﯼ، ﺑﻪ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺮﯼ.....

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﮐﻨﯽ....

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺷﺪ،ﺩﻭﺳﺖ‌ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻼﻣﺶ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻋﻠﯿﮏ ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﻧﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻣﻜﺎﻥ ﺧﺎﻟﯽ....

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻭ ﻫﻤﺪﻟﯽِ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﮐنی ...

+ خطخطی شده در 91/01/29ساعت 16:44 بادستای معین |

چايت را تلخ بخور وقتي شيرين هم اسطوره اي است كه ميخواست با دو نفر باشد....

+ خطخطی شده در 91/01/27ساعت 16:8 بادستای معین |

عشق یعنی: وقتی گشت ازت پرسید چه نسبتی با خانوم داری؟
سرت رو بالا بگیری و شجاعانه بگی عشقمه میفهمی ؟؟؟؟؟
نه اینکه لکنت زبون بگیری ...لال شی....

+ خطخطی شده در 91/01/26ساعت 18:2 بادستای معین |

قویترین آدم جهان دختر ایرانیه که با وجود تجاوز فردی و گروهی و اسید پاشی و گشت ارشاد و مزاحمهاى خیابونی و زور گیری و  قتل و هزار خطر دیگه هنوزم تو این مملکت درس میخونه، ورزش میکنه،رانندگى میکنه،کار میکنه، عاشق میشه،اعتماد میکنه،مادر میشه و به بچش یاد میده آدم باشه...!!!

+ خطخطی شده در 91/01/25ساعت 13:4 بادستای معین |

چه نا برابر است ، جنگ ِ من و تو
قبول ندارم
به جنگ آمده ای و تیغ عشق آوردی
حساب نکردی که من
به جز تو
هیچ ندارم ؟

+ خطخطی شده در 91/01/20ساعت 17:40 بادستای معین |

نه ...! نه...!
اشتباه نکن !!!
گريه نميکنم ...یه چيزى رفت تو چشمم
 به گمانم يک خاطره...

+ خطخطی شده در 91/01/19ساعت 11:25 بادستای معین |

اگر کسی یک بار به تو خیانت کرد , این اشتباه اوست
اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد , این اشتباه توست

+ خطخطی شده در 91/01/17ساعت 22:18 بادستای معین |

یه دوس دخترم نداریم که وقتی میریم خونشون مامانش واسه جفتمون اسپند دود کنه و
 افتخار کنه دخترش همچین دوس پسر لامصّبی داره.....

+ خطخطی شده در 91/01/16ساعت 19:39 بادستای معین |

سلاااام.

حقیقتش نمیخواستم دیگه مطلب بذارم....اما......

بیخیال....لطفا دیگه مثله قبل فراموشم نکنید!


+ خطخطی شده در 91/01/15ساعت 17:9 بادستای معین |

تحويل نميگيرم...!!
سالي را...
كه بدون حضور تو تحويل شود...

+ خطخطی شده در 90/12/28ساعت 18:24 بادستای معین |

شباهت دوس دختر با گوز :
ولش کنی راحت میشی
با ملایمت باهاش رفتار کنی خودشو چس میکنه :خخخخ

+ خطخطی شده در 90/12/27ساعت 9:21 بادستای معین |

نشــــانی مرا اگر خواستی همیــــــــــنجا هستم،

پشت مانیــــــتوری که نمیتواند مــــــرا به تــــــــو برساند !!!

+ خطخطی شده در 90/12/24ساعت 16:37 بادستای معین |

دستانت را به من بده تا با هم از رو آتش بپریمم!
آنان که سوختند ، همه تنها بودند!

زردی هایمان را به آتش بسپاریم و سرخی اش را به امانت بگیریم ...


چهارشنبه سوري به همتون مبارک.

+ خطخطی شده در 90/12/23ساعت 17:54 بادستای معین |

ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﻱ ﺁﺗﻴﺶ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ
ﮔﻴﺮ ﻣﻴﺪﻳﻦ...
ﻭﺳﻂ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ
ﮔﻴﺮ ﻣﻴﺪﻳﻦ...
ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺧﺎﮎ ﺑﺎﺯﻱ ﺭﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﻴﻦ ﺗﺎ ﻳﻪ ﺧﺎﮐﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﻮﻥ ﺑﮑﻨﻴم

+ خطخطی شده در 90/12/23ساعت 8:16 بادستای معین |

ر كسی مرا خواست .

بگویید رفته
... .
.
... اگر پرسید کجا؟
.
.
بگویید رفته برینه الان میاد
.
.
.
حتما نباید همه چی که عاشقی باشه! :دی

+ خطخطی شده در 90/12/20ساعت 19:19 بادستای معین |

تنهايى راه رفتن سخت نيست.....
ولى وقتى ما اين همه راهو با هم رفتيم......... تنهايى برگشتن خيلى سخته....

+ خطخطی شده در 90/12/18ساعت 19:18 بادستای معین |

عشق + دلواپسی = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + یاری = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + زندگی = همسر
عشق + دلواپسی + ترس + یاری+ دعوا + زندگی = دوست خوب

+ خطخطی شده در 90/12/16ساعت 16:41 بادستای معین |

همه چيز از يه بطري بازي شروع شد ؛
كمي بعد از نيمه شب ،
روي يك ميز شش نفره همه مست و خراب ...!!
بطري چرخيد ، چرخيد و چرخيد ...
... همه چشمها به چرخشش بود !
... ... ... حركتش كم شد
كم تر و كم تر ...!!
تا بالاخره ايستاد !
سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت مي كردم
با چشم مسير سر تا انتهاي بطري رو طي كردم !
آخرش رسيد به اون ...
نگاهم كرد و خنديد !
بلند بلند مي خنديد !
دليل خنده هاش رو نمي فهميدم تا اينكه ساكت شد و خيره به من !
به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور ...
يا يه چيزي مثل همينا ...!!
كه يهو كوبيد روي ميز و ابرو هاشو تو هم كرد ...!!
گفت : حكم ؛
... عاشقم شو ...!!
و من بايد عمل مي كردم اين قانون بازي بود ...!!

+ خطخطی شده در 90/12/15ساعت 20:17 بادستای معین |

سرنوشت همسر آینده ما هم شده مثل سرنوشت امام موسی صدر.
 معلوم نیست کجاست!

+ خطخطی شده در 90/12/15ساعت 17:5 بادستای معین |